دوم

ــــــــــــــ
اقا من یه بار دم در بودم منتظر بودم سرویسم بیاد گورمو گم کنم برم گم شم بعد ( من هیچچ وقتت خدااا مقنعه سرم نبود هیچچ وقتت ) بعد مقنعه هم سرم نبود این گوز بهمنم پشتم وایستاده بود بعد اومد بهم گفت خانومی مقنعتو بزار سرت سردت میشه هااا بهش گفتم: نه نمیخواد کلاه پافرم سرمه سردم نمیشه😊🎀😒 بعد یه نگاه بهم انداخت یه توچ گفت بعد برگشت بهم گفت مقنعتو بزار سرت دیگه مگه الگوی ما حضرت رقیه و فاطمه نیستم مگهه؟؟ ( اینجا خیلی دلم میخواست بهش بگم که اگه الگوی من اونا بودن تا الان به صد محله کون داده بودم که «ولی حیف») برگشتم بهش گفتم اولا خود عربا اونا رو الگوشون نمیزارن که ما بخوایم الگومون اونا رو بدونیم بعدشا من ترجیح میدم الگوم زنای کشور خودم باشن نه عربا دوما اینکه تایم مدرسه تموم شده بیرون مدرسه هستیم پس نمیتونین بهم بگین که چیکار کنم بعدش هم یه چشم غره بهش رفتم ازز شانس خوب من همون لحظه سرویسم اومد بعد از اینکه بهش چش غره رفتم رامو کشیدم رفتم نزاشتم گوه بخوره💔🤣🤣💔
بعد از اون دیگه به هیچ کسی دم در نمیگفت مقنعتو بزار سرت 🤣
ولی این گوزوی بی همه چیز حقوقش از مامان دوستم که پرستاره بیشترهههه من نمیدونم چه گوهییی میخوره اخههههه میاد مدرسه یا تو اون اتاق بیصاحاب شدش نشسته تو گوشیشه یا وایستاده فقط به ما گیر میده و موقع نمازم میاد چهار تا خم و راست میشه ینی باید حقوقش از کسی که تو بیمارستان داره جون میکنه و مراقب بقیستت باید بیشتر باشههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

حاجی دارم گوز میشم بابام شراب گزاشته بود تو یخچال منم نمیدون...

بهار منو تگ کرده💔😑🤌🏻

این مادر قهوه ای رو گزارش کنینننن

ولی اون که هرچی بهش میگی ناراحت نمیشه و پیشت میمونه 🛐🛐😭😭🩷🩷

Part:16. #ریاست.عشق£ بهشون شک وارد ش...

(از زبان واکیلا) رفتم سمت در مدرسه که اونا اروم توی گوشم گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط